گروه دستان روز 12 خرداد برابر با 2 ژوئن در فستیوال "فز" مراکش با همراهی پریسا اجرای برنامه دارد. مطلب زیر را که برای مجله شهروند امروز  نوشتم و در شماره ۳ نیمه دوم اردیبهشت چاپ شده است، اینک به این بهانه در وبلاگ می گذارم.

دستان و پریسا 

نگاهی به ساختار گروه موسیقی دستان 

این دستان یکدست

اگر فعالیت های مختلف موسیقایی کشورمان را به لحاظ سختی و مرارت کار رده بندی کنیم، بی گمان سخت ترین و طاقت فرساترین بخش آن، اجرای زنده موسیقی یا همان برگزاری کنسرت است. در واقع وجه مشترک تمام گروه های ایرانی فعال در داخل، فاصله گرفتن از اجراهای زنده است. به طوری که پر سرصداترین آنها اگر خیلی زرنگ باشند، حداکثر سالی دو یا سه بار می توانند در گوشه ای از این آب و خاک اجرای زنده موسیقی داشته باشند. نتیجه اینکه آمادگی گروه های ایرانی برای کنسرت دادن نیز هیچ گاه در سطح متعارف جهان نیست. اما در این میان یک استثناء وجود دارد و آن گروه پرآوازه دستان است. بیشتر اعضای این گروه در فرای مرزهای ایران زندگی می کنند و به همین دلیل با سختی های اجرای زنده در داخل کشور، در گیر نیستند. گروه دستان برنامه منظم سالیانه دارد و می تواند كنسرت های از پیش تعیین شده ای را در اقصی نقاط جهان برگزار كند. علاوه بر این آنها سالی یک بار نیز شانس اجرای زنده در داخل را پیدا کرده اند. در نتیجه به لحاظ میزان برگزاری کنسرت، پرکارترین گروه موسیقی ایرانی محسوب می شوند.

 

ترکیب ثابت

دستان در گذر زمان از ترکیب نخستین خود فاصله محسوسی گرفته و نهایتاً به ترکیب پنج نفره فعلی رسیده است. هم اینک سعید فرجپوری (کمانچه)، حمید متبسم ( تار و سه تار)، حسین بهروزی نیا (بربط)، پژمان حدادی (تنبک، پنداریک و دایره کوکی) و بهنام سامانی (دف، اودوضربانگ و دمام) در این گروه ایفای نقش می کنند. دستان خواننده ثابتی ندارد و معمولاً برای کنسرت های خود از حضور خواننده های میهمان استفاده می کند. از جمله می توان به نام های سیما بینا، فاطمه واعظی(پریسا) و اخیراً سالار عقیلی اشاره کرد. ترکیب فعلی دستان نزدیک به هفت سال عمر دارد و به نظر می رسد از یک ثبات منطقی برخوردار شده است.

 بهنام سامانی و پژمان حدادی

صدایی جدید

یکی از ویژگی های گروه دستان، ایجاد صدایی نسبتاً  جدید در موسیقی ایرانی است. استفاده های نامتعارف از سازهای تار، كمانچه و بربط در كنار سازهای كوبه ای، شخصیت ویژه ای به صدادهی گروه دستان داده است كه نمونه اش را در سایر گروه های ایرانی معمولاً  سراغ نداریم. دستانی ها گاهی سنتی می نوازند و گاه از سنت های موسیقی ایرانی فاصله می گیرند، منتهی این فاصله گیری هویت موسیقی آنها را  از بن دگرگون نمی کند. گر چه ممکن است برای گوش هایی که به شنیدن موسیقی سنتی ناب عادت دارند، کمی بیگانه باشد. بخش تكنوازی آنها چه به صورت ساز تنها و چه با پشتیبانی گروهی سازها بخش جدایی ناپذیری از اجراهای همیشگی شان است.

 

همدلی و اتحاد

اعضای گروه علاوه بر اینکه به لحاظ سلیقه موسیقایی وجوه مشترکی دارند، از نظر روابط شخصی نیز یک دل و یک زبان اند. سفرهای طولانی در اجراها، عملاً آنها را مانند اعضای یک خانواده به هم نزدیک می کند که این نزدیکی قلبی در کیفیت موسیقی آنان نیز تأثیر بسزایی می گذارد. موضوع دیگر، برخورداری اعضاء از یک حق مساوی است. حتی اگر تنی از ایشان زحمت شایسته ای بکشد، چیری بیش از حق مساوی از دیگران طلب نمی کند. می توان گفت نوعی گذشت در بین شان وجود دارد که باعث استحکام گروه می شود و اجازه نمی دهد به خاطر اندک مسائل مادی و غیره، کلیت مجموعه مخدوش گردد. وجود نگاه مساوی در بین اعضای گروه چه از نظر اجرا و چه از نظر مالی، ایشان را به این نتیجه رسانده است كه اگر با هم باشند، همیشه مطرح اند.

 حمید متبسم

ترویج موسیقی سازی

این گروه گاهی بدون خواننده هم کنسرت می دهد و جالب اینکه در فضای خواننده سالاری امروزی، اجراهای بدون خواننده آنها نیز همیشه مخاطب خود را دارد. بخش مهمی از موسیقی سازی دستان به دونوازی های زوج کوبه ای گروه تعلق دارد. پژمان حدادی و بهنام سامانی با استفاده از ریتم های نامأنوس و نسبتاً بیگانه با موسیقی ایرانی در اغلب موارد تشویق شنوندگان را باعث می شوند. البته این دونوازی ها تناسبی با موسیقی ملودیك دستان ندارد و گاهی برای شنونده حرفه ای آزار دهنده می نماید ولی توده مردم غالباً از آن خوششان می آید.

 

تکیه بر اعضاء

خوراک دستان در هر اجرا از سوی سه نوازنده ملودیک گروه تأمین می شود. حمید متبسم، سعید فرجپوری و حسین بهروزی نیا، گاه به تنهایی و گاه به همراهی یکدیگر، بار ساخت آهنگ های مربوط به کنسرت یا ضبط صفحه را بر دوش می کشند. در این بین البته ساخته های حمید متبسم رنگ و بوی متفاوتی دارد و معمولاً رگه هایی از نوآوری در آنها شنیده می شود. تکیه بیش از حد گروه به آهنگسازی های اعضاء، عملاً طعم یکنواختی به اجراهای دستان داده است و یا در آینده خواهد داد. البته این ویژگی مختص گروه های موسیقی ایرانی است که معمولاً تمایلی به اجرای آثار آهنگسازان خارج از گروه نشان نمی دهند.

دستان و پریسا

سفیر کبیر موسیقی ایران

امروزه دستان، موفق ترین گروه موسیقی ایرانی به حساب می آید، حتی موفق تر از کامکارها. اجراهای مستمر آنها در كشورهای اروپایی و آمریكایی فرصت ارزشمندی برای آشنایی خارجی  ها با موسیقی ایرانی فراهم آورده است. علاوه بر این هموطنان خارج از كشور نیز که رشته ارتباطشان با هنر سرزمین مادری چندان برقرار نیست، از این طریق می تواند گهگاه سفری ذهنی به سرزمین آباء و اجدادی شان داشته باشند. می توان گفت در حال حاضر این گروه به منزله سفیر کبیر هنری ایران در اقصی نقاط توسعه یافته جهان عمل می کند و بخشی از بار معرفی فرهنگ ایرانی را بر دوش می کشد. در واقع کاری را که به طور معمول نمایندگی های فرهنگی خارج از کشور می بایست آن را انجام دهند، این گونه به سامان می رسد.